آیا شمسی پور بازهم سهمیه میده ؟

عکس طومار امضای دانشجویان شمسی پور در اعتراض به حذف سهمیه روزانه و شبانه کارشناسی ناپیوسته

 

برای مشاهده عکس بزرگتر اینجا را کلیک کنید

یادمه توی مهاجر هم که درس می خوندیم دقیقا واسه همین اعتراض کردیم.

پی نوشت 1: انگار توی این مملکت باید به همه چیز اعتراض کرد...پی نوشت2 : نمی دونم چرا همیشه توی ایران در همه ی حیطه ها عده معترضین از عده طرافداران هم بیشتره، احتمالا مردم یه کم کمبود منطقی دارند که اعتراض می کنند وگرنه اعمال و رفتار مسئولین درست و بی نقص و خالی از اشکال ه ، اما نمی دونم با این حال چرا هی همه می گن ملت فهیم و ملت عظیم و از این حرف ها، بابا ما همین ملت فهیم و عظیم و بقیه مخلفاتش هستیم دیگه.... پی نوشت 3: هیچ کس حق نداره جدی بگیره، من دارم شوخی می کنم.

درباره خوابگاه فردوسی

پی نوشت:
دانشکده شمسی پور به دانشجویان در ترم های اول و دوم خوابگاه نمی دهد. به این ترتیب دانشجویان مجبورند در خوابگاه های خودگردان یا کارمندی ساکن شوند. در سال 87 این دانشجویان به همت امور دانشجویی دانشکده در منزلی واقع در میدان فردوسی ساکن شدند



درباره خوابگاه فردوسی

اتاق 8 نفره


در انتظار بازگشایی مدرسه


سالن مطالعه! خوابگاه فردوسی

- این زیر زمین ترم یک سالن مطالعه ما بود. ولی ترم دو به خوابگاه دانشجویان تبدیل شد.

by auther name
-->

اصولا به کارگیری لفظ "سالن مطالعه" برای زیر زمین یک خانه قدیمی با حداقل روشنایی و بوی نم و ... اشتباه هست. ولی ما عهد بستیم شمسی پور را آن طور که تجربه می کنیم معرفی کنیم.

پی نوشت:
- در آزمون پذيرش دانشجو از دوره
کارداني به کارشناسي ناپيوسته سال 1388 تعداد 441 هزار و 523 نفر تقاضانامه الکترونيکي ثبت نام تکميل کردند که از اين تعداد 188 هزار و 582 نفر زن و 252 هزار و 941 نفر مرد بودند.
- پذیرش روزانه مقطع کارشناسی در شمسی پور (البته تا سال 87 که وجود داشت) متعلق به افرادی بود که رتبه ای زیر 100 در کنکور کاردانی به کارشناسی کسب کرده بودند و فردی با رتبه 101 هم امید بسیار کمی به پذیرش در این مقطع و در این دانشکده را داشت.

مرد کور

Click to view full size image

روزی مرد کوری روی پله‌های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد: من کور هستم لطفا کمک کنید . روزنامه نگار خلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود .

او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چیز خاص و مهمی نبود،من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:


!!!!!! امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم


 
وقتی کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید!!!

Be strong & never giveup to arms of fate

در یکی از کشورها یک مرکز خرید شوهر وجود داشت که ۵ طبقه بود و دخترها به آنجا می رفتند و شوهری برای خود می گرفتند.
شرایط این مرکز خرید این بود هر کس فقط می توانست یک بار از این مرکز خرید کند و به هر طبقه که می رفت دیگر نمی توانست به طبقه قبل برگردد.

روزی دو دختر به این مرکز خرید رفتند. در طبقه اول نوشته بود این مردان شغل خوب و بچه های دوست داشتنی دارند دختری که تابلو را خوانده بود گفت از بی کاری بهتره ولی می خوام ببینم که بالاتری ها چی دارند؟

در طبقه دوم نوشته بود این مردان شغل خوب با حقوق زیاد و بچه های دوست داشتنی و چهره زیبا دارند. دختر گفت هوم م م طبقه بالاتر چه جوریه؟

طبقه سوم نوشته بود این مردان شغل خوب با درآمد زیاد، بچه های دوست داشتنی و چهره ای زیبا و درکارهای خانه هم کمک می کنند. دختر گفت وای ی ی چه قدر وسوسه انگیز ولی بریم بالا تر ببینیم چه خبره؟

طبقه چهارم نوشته بود این مردان شغل خوب با درآمد زیاد، بچه های دوست داشتنی، چهره ای زیبا، در کارهای خانه به همسر خود کمک می کنند و هدفی عالی در زندگی دارند. دختر: وای چه قدر خوب پس چه چیزی ممکنه در طبقه اخر باشه؟ پس رفتند به طبقه پنجم.

طبقه پنجم: این طبقه فقط برای این است که ثابت کند زنان راضی شدنی نیستند. از اینکه به مرکز ما آمدید متشکریم روز خوبی را برای شما آرزو می کنیم.

بــــرای انسانهای بزرگ بــن بستـــــی وجـــــود نــــدارد. آنــــان یا راهــــــی خواهـــــند یافـــــت٬ یــــا راهــــی خواهنـــــد ساخـــــت...



dead-end1


جاده های زیبا و رویایی

صورتی که هر یک از عکس ها باز نشد بر روی آن راست کلیک کرده و گزینه Show Picture را بزنید.
 


جاده های زیبا و رویایی
















ادامه نوشته

عکسهای طبیعت

- چشم‌های سوسمار درختی: Saint Cloud فلوریدای آمریکا، عکاس: Michael D. Kern

- بچه گوریل کوهی، گونه در معرض خطر: پارک ملی Volcanoes در روآندا، عکاس: Rita Summers

- نهنگ کوچک دریایى:‌ کریستال ریور فلوریدای آمریکا، عکاس: John Johnson

- گورخرها: صحرای کالاهاری در بوتسوانا، عکاس: Richard du Toit

- آب فشان: صحرای Black Rock نوادا، عکاس: Rodney Lough

- وال خاکستری کوچک: Ribbon Reefs استرالیا، عکاس: Jürgen Freund

- عکاس و طبیعت: Jupiter فلوریدای آمریکا، عکاس: Michael Patrick O’Neill

- زندگی گیاه: پارک ملی Stora Sjöfallet سوئد، عکاس‌ها: Verena و Georg Popp

ادامه نوشته